تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٥ - تفسير ابيات
روزگار سپر كن . آنان كه سر در راه تسليم به خدا دادند ، توانستند سر سالم از اين دنيا ببرند .
مى دانى اين كه مى گويم : سلاح و آلت پيكار را رها كن ، مقصود حقيقىام چيست ؟ منظورم آن حقه بازىها و حيله پردازىها است كه هر روز آنها را در مغز خود مى زايى و به جاى اين كه از آن سلاحها به سود خود بهره بردارى نمايى ، به خود تو بر مى گردند و جان خودت را نابود مى سازند . حال كه مى بينى از اين مكر بازىها و فريب دادنها سودى نمى برى ، آنها را رها كن ، تا دولتهاى سعادت به سوى تو سرازير شوند .
اكنون كه از خدعه بازى و نيرنگ ثمرى نخوردى ، آن را رها ساخته ، در جستجوى خداوند رب المنن باش .
تو مى بينى كه اندوختن دانشهاى حرفهاى و مغز را به صورت انبار اصطلاحات مسخره در آوردن ، بركتى ندارد ، خود را نادان ساخته از نحسى و شوم اين هيجانات دانش نما در گذر و يك بار مانند فرشتگان بگو :
پاك پروردگارا ما جز آن چه كه به ما تعليم فرمودهاى چيزى نمى دانيم .