تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - تفسير ابيات
قابل تطبيق است ، ولى در بارهء شيطان به جهت دليلى كه گفتيم صحيح نيست .
تفسير ابيات شيطان به معاويه مى گويد :
ما در دورانهاى پيشين جزء فرشتگان بوده و از جان و دل اطاعت خدا را به جاى مى آورديم . ما محرم راز سالكان راه حق و حقيقت بوده با ساكنين عرش كبريايى محرم بودهايم من كه مدت بسيار طولانى شغلى جز اطاعت و هم دمى با روحانيان نداشتم ، چگونه آن شغل و پيشه را از ياد خواهم برد ؟ مهر و محبت اولى من به خدا بوده است ، مهر و محبت اولى فراموش شدنى نيست . به هر نقطه از دنيا سفر يا مهاجرت كنى ، خواه روم باشد ياختن ، بالاخره محبت وطن هرگز از دل بيرون نخواهد رفت ، آرى :
((٢٦٢١)) ما هم از مستان اين مى بوده ايم عاشقان درگه وى بوده ايم
از آغاز هستى ، محبتش در نهان خانهء دل ما بوديعت نهاده شده ، با محبت او ناف ما را بريدهاند . [ كنايه از اين است كه آغاز تولد ما همراه با مهر او بوده است . ] مشيت الهى نهال با طراوت عشق او را در اعماق دل ما كاشته است . ما از روزگاران پيشين روزهاى خوش ديده و از جويبار الهى آب رحمت آشاميدهام ، مگر نه اين است كه بذر وجود ما را با فضل و عنايت الهيش به مزرعهء هستى پاشيده ، ما را از نهانگاه نيستى به پهنهء هستى در آورده است ؟ چه نوازشها كه از او ديدهايم ، چه گردشها كه در گلستان رضا و خرسندى او كردهايم ، دست رحمت بر سر ما مى نهاد ، ديده گان لطفش را به روى ما مى گشود . من در آن هنگام كه طفل شير خوارى بوده و تمام موجوديتم را گهوارهء ناچيزى در بر مى گرفت ، اختيار كوچكترين حركت را از خود نداشتم ، همو بود كه گهوارهام را با دست محبتش مى جنبانيد ، همان شير كه از رگهاى مادر به پستانش سرازير مى گشت ذرات و حركات و خواصش از فيض الهى بهره مند بود ، در ميان ميليونها عوامل