تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - منتخباتى از كتاب زن سى ساله اونوره بالزاك ترجمهء آقاى ادوارد ژوزف
جراحاتى است كه فقط مذهب مى تواند آن را التيام بخشد ، خانم ، روح شما در خطر است . » [١] [ كشيش خطاب به مادام لاماركيز مى گويد ] :
« - با وجود اينها ، پدر زنده ماند . آن گاه فهميد كه اگر خداوند او را در اين دنيا زنده گذارده است ، بايد مدام رنج ببرد و او هنوز هم بار رنج را مى كشد ، ولى خود را در دامن مذهب انداخت . آيا جز اين هم چارهاى داشت ؟ [٢] [ كشيش ] :
« خانم ، مى بينيد ، ما بايد با دردهاى خود بسوزيم و بسازيم و فقط مذهب است كه تسلى بخش اين دردها است و بس . » [٣] [ كشيش ] :
« خوب ، مادام لاماركيز ، آيا به انبوه رنج و دردهاى آدمى انديشيدهايد ؟ آيا چشمان خود را به سوى آسمان متوجه ساختهايد ؟ آيا در آن جا به عظمت دنياهايى كه از اهميت ما مى كاهد و غرور و خود خواهىهاى ما را خرد مى كند و از دردهاى ما مى كاهد توجه كردهايد ؟ [٤] [ كشيش خطاب به خانم لاماركيز بيان مى دارد ] :
- وقتى خدا با ما است هرگز ناتوان نيستيم . وانگهى ، اگر شما در اين دنيا آرزوهايى نداشته باشيد كه بر آورده شود ، آيا وظايفى هم بر عهده نداريد كه بايد انجام دهيد ؟ » [٥]
[١] زن سى ساله ، ص ١٣٦ - ١٣٥ . .
[٢] زن سى ساله ، ص ١٣٩ - ١٣٨ . .
[٣] زن سى ساله ، ص ١٤٠ . .
[٤] زن سى ساله ، ص ١٤١ . .
[٥] زن سى ساله ، ص ١٤٢ . .