تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٢ - توضيح
را دوست نمى دارم . وقتى كه ماه را ديد كه طلوع كرده است ، گفت :
اين است خداى من ، هنگامى كه غروب نمود ، گفت : اگر پروردگارم مرا هدايت نكند ، من از گروه گمراهان خواهم گشت . وقتى كه آفتاب را در حال طلوع ديد ، گفت : اين است خداى من ، اين بزرگتر است ، هنگامى كه آفتاب غروب كرد ، [ ابراهيم ] گفت : اى قوم من ، از آن چه كه شما شرك مى ورزيد بيزارم . من روى خود را در حالى كه رستگارم به سوى آن خدا بر مى گردانم كه آسمانها و زمين را آفريد و من از گروه مشركين نيستم ) .
« وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ اَلْجِنِّ وَاَلإِنْسِ ، لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ، أُولئِكَ هُمُ اَلْغافِلُونَ . » ٧ : ١٧٩ [١] ( ما مقدار زيادى از جن و انس را آفريديم براى جهنم ، آنان با آن دلهايى كه دارند نمى فهمند و با آن ديده گانى كه دارند نمى بينند و با آن گوشهايى كه دارند نمى شنوند ، آنان مانند چار پايان بلكه گمراه تر از حيواناتند ، آنان مردم غافلى هستند ) .
توضيح :
ممكن است اين تو هم پيش آيد كه در اول آيهء فوق ، خود خداوند مى فرمايد : ما مقدار زيادى از جن و انس را براى جهنم آفريدهايم . بنا بر اين جايى براى اختيار وجود ندارد . پاسخ اين تو هم اين است كه لام بر دو قسم است : لام غايت و لام عاقبت . اگر لام در كلمهء لجهنم براى غايت بود ، اعتراض فوق صحيح بود ، زيرا معناى آيه باين تقدير چنين مى شد كه ما گروهى از جن و انس را براى دوزخ آفريدهايم ، يعنى هدف ما از خلقت آنها ورودشان بدوزخ بود ، ولى لام براى عاقبت ، بيان پايان و عاقبتى است كه به وجود خواهد آمد ، بدون اين كه آن عاقبت عنوان و هدف و مقصود كنندهء كار بوده باشد . مانند بيت ذيل :
له ملك ينادى كل يوم لدوا للموت و ابنوا للخراب
[١] سوره اعراف ، آيهء ١٧٩ . .