تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٨ - توضيح
همچو قنديلى معلق در هوا نى به اسفل مى رود نى بر علا
بنا بر اين مقصود از « وتد » ( ميخ ) كه در آيهء فوق آمده است ، وسيلهء تنظيم مقدار مخصوص كرهء زمين است كه به جهت جاذبه و ساير عوامل جوى در نقطه هاى معينى بدون اضطراب حركت نمايد ، لذا ملاحظه مى شود كه در جملهء امير المؤمنين عليه السلام چنين آمده است كه :
« ووتد بالصخور ميدان ارضه » ( با صخره هاى بزرگ از اضطراب زمين جلوگيرى كرده است ) .
و جلال الدين هم نكتهء فوق را متوجه و متذكر شده است :
((٣٢٧٦)) وين زمين مضطرب محتاج كوه گر نبودى نافريدى با شكوه چون كه يك حس در روش بگشاد بند ما بقى حسها همه مبدل شوند
چنان كه اشاره كرديم : بدان جهت كه جلال الدين در بارهء حس و محسوس مطالب فوق العاده جالبى در سراسر مثنوى وارد كرده است ، لذا بررسى مشروح در بارهء حس و محسوس را از نظر جلال الدين به تفسير دفتر سوم موكول مى كنيم .