تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٢ - آيا احتمال مى دهيد كه جنگهاى لفظى گاهى علت جنگهاى خونين و خانمان سوز مى باشد ؟
اين سه گروه در اين اصل متحد هستند كه اگر مقصود از جهان همين امور محسوسهء دايم التغير بوده باشد ، نمى تواند استقلال و ابديت داشته باشد ، پس براى اين كه جهان از نظر منطق علمى ابدى فرض شود ، بايستى بپذيريم كه موضوع ابديت چيزى است ما وراى اين محسوسات جزئى و متغير . اگر اين جمله مورد پذيرش هر سه گروه قرار بگيرد ، چنان كه از نظر منطق هم بايستى مورد اتفاقشان بوده باشد ، با ضميمهء اين اصل كه :
ذاتِ نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش
بايستى آن موضوع ابدى توانايى ايجاد كردن اين همه نظم و شگفتىها در دو قلمرو جهان و انسان را داشته باشد . اگر اين مطلب مورد پذيرش واقع شود ، اختلافى كه پس از اين ظهور خواهد كرد ، خالص لفظى بوده و به قول جلال الدين تنازع لفظى خواهند داشت مانند :
خدا ، موجود برتر ، عقل كل ، جان جهان ، نيروى برترين ، واقعيت ابدى و . . . ٢ - آيا در بعضى از كارها اختيار داريم يا در همه كارها مجبوريم ؟ در اين مسئله هم گروه بندىها شروع مى شود ، گروه اول مى گويد ، بلى ، ما اختيار هم داريم ، گروه دوم مى گويد نه ، ما به هيچ وجه اختيار نداريم ، بلكه در تمام كارها مجبوريم ، پس از بررسىهاى روانى و فلسفى لازم به اين نكته مى رسيم ، بسيار خوب .
آيا انسان از كودكى در جريان تغييرات واقع شده است يا نه ؟ - آرى .
آيا در اين تغييرات شخصيت ( يا خود به معناى عمومى ) رشد و تقويت پيدا مى كند يا نه ؟ - آرى اين هم مسئلهء صحيح است .
آيا هر اندازه كه رشد و شخصيت انسان فزونى پيدا مى كند ، انگيزگى اشياء و مطلوبيت آنها تغيير پيدا مى كند يا نه ؟ مثلًا در دوران كودكى يك توپ كوچك و پستان مادر و اسباب بازى كه او را جلب مى كرد و تمام موجوديت كودك را مى ربود ، پس از آن كه بزرگ شد و رشد شخصيت پيدا كرد و در دانشگاه پشت آزمايشگاه ها نشست