تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٩ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
اما در فلان جا مردى هست كه خانه اش خراب شده و پلاس خودش و گهوارهء اطفالش در ميان باد و سرما مانده است . در فلان محل پير زنى است كه هفتهء پيش خانه اش طعمهء حريق شده و چيزى در بساط ندارد تا پناهگاهى براى خود بسازد . در محلهء ديگر پير مردى است كه پسرش قطعهء زمينى را كه مايهء معاشش بوده از دست داده است . در فلان كوچه سه يتيم هستند كه نه پدر دارند و نه مادر و كسى نيست كه به آنها مسكن و غذا بدهد . بخارى فلان بىچاره فرو ريخته ، پلكان يا درب خانه يا پنجرهء فلان فقير خراب شده و احتياج به سنگتراش دارد ولى چون تا سال آينده اجرت او را نمى تواند بپردازد ، بىچاره نمى داند كه در فصل زمستان چه بايدش كرد . پس برويم تن به زحمت بدهيم تا از بد بختى اينان كمى بكاهيم براى اين يكى سنگ استخراج كنيم ، براى آن يكى سنگ بتراشيم ، براى سومى تعمير كنيم ، براى چهارمى بنايى كنيم ، براى آن همسايه مريض باغ شخم بزنيم ، براى آن پير زن كور جو بدرويم ، براى آن زن فقير كه گاوش از دره پرت شده و كودكانش بىشير ماندهاند ، شير تهيه كنيم . اينها خدمات ناچيزى است كه قلب اين بىچارگان را كمى تسلى مى دهد تا در كلبهء آنان اندوه كمترى وجود داشته باشد ، تا امشب بتوانند بخوابند ، تا امروز بتوانند در پناهگاه خود به سر برند . » [١] [ بىچارگانى كه كلود براى آنها بدون دستمزد كار مى كند چنين بيان مى دارند ] : ( خداوند ما را از لطف خود كاملًا محروم نكرده است ، زيرا كلود بد بختى ما را مى داند و با آن كه اين بىچاره نمى تواند كار مهمى انجام دهد ، اما آن چه بتواند مضايقه نمى كند . » [٢] [ كلود هنگامى كه خسته و كوفته به خانه بر مى گردد با خود چنين مى گويد ] :
« كلود امروز حاصل كار تو چه بوده است ؟
[١] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٩ - ٦٨ . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ٦٩ . .