تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - آيا خير و شر هماهنگ گشته يك كار را ايجاد مى كنند ؟
وجه دارد ، با اين حال خير و شر را به جهت آگاهى به خود طبيعى و اطلاع از وسعت قدرت و درك خويش مشوش نموده ، حتى مطابق همان درك طبيعى هم رفتار نمى كند و به عبارت خيلى معمولى و ساده الاغ يك بار كه پايش در يك چال فرو رفت هزار بار هم از آن جا عبور كند ديگر هرگز پايش را به آن چال نزديك نمى كند . اما انسان نوع دوم - خيرات و شرورى هستند كه طبيعت بشرى خود به خود نمى تواند آنها را درك نمايد ، يا اگر هم درك اجمالى داشته باشد تا طعم خود آن خير و شر را نچشد ، وضع شايستهاى را در مورد آن دو پديده انتخاب نمى كند . در توضيح اين نوع مى گوييم :
خير و شر موقعى در پيش برد يا سقوط شخصيت انسانى موثر است كه متعلق اختيار بوده باشند اگر شما درك نكرده باشيد كه وارد ساختن جنايت به يك فرد زشت و شر و نابه جا است ، اگر شما نمى دانيد كه بىنتيجه گذاشتن كار يك زحمتكش قبيح و شر است ، اگر اطلاعى از اين حقيقت نداريد كه مقام پرستى شما فرد يا گروهى را بد بخت و بىنوا خواهد ساخت - و در نتيجه شما به جنايتى مرتكب شدهايد ، كار يك فرد زحمتكش را بىنتيجه گذاشتيد يا فرد و يا گروهى را با مقام پرستى خود بىنوا و بد بخت ساختيد ، در اين موارد نتايج مضرهاى به طور طبيعى مانند سيل و زلزله در دو قلمرو طبيعت و انسان به وجود آمده است ، ولى شر به آن معنى كه مفيد شخصيت و موجب مسئوليت شما باشد ، صورت نگرفته است ، زيرا شما بقبح امور مزبوره جاهل بوديد و همچنين اگر يكى از ساير عوامل اختيار در شما مفقود بود و يكى از قبايح فوق را مرتكب شديد ، شما كارهاى مضره را به طور طبيعى انجام دادهايد ، ولى شما آن شر را كه مفسد شخصيت و موجب مسئوليت وجدانى و الهى باشد به وجود نياوردهايد ، اين مطلب مى تواند آن نوع از شرور را كه ناملايم و قبيح بودن آن را نچشيدهايد ، نيز تفسير و توجيه كند ، به اين معنى كه هنگامى كه جنايتى متعلق به شما صورت بگيرد و شما تلخى آن را بچشيد ، مثلًا گوش شما را ببرند ، يا