تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - منتخباتى از سنگ تراش سن پوان از آلفونس دولا مارتين
توليد شده است ، نيرو و عظمت او را قياس نماييم . دره ها اسرار طبيعت هستند . هر قدر كه اين دره ها پر پيچ و خم و اسرار آميزتر باشند انسان به گردش در آنها راغبتر است ، هر كس در درهء سن پوان بيشتر پيش رود بيشتر به رفتن ميل مى كند و هر چه بيشتر اسرار دره را كشف مى كند بيشتر به اسرار بر مى خورد . » [١] « همان طور كه احساسات و عواطف ما بر اثر اوهام ما بسط مى يابد ، كوهساران هم بر اثر مهى كه اطراف آن را فرا گيرد به نظر ما بزرگتر و با شكوه تر جلوه مى كند و هر چه در اين دنيا مرموزتر باشد مجللتر است و چشم و يا قلب ما را بيشتر جلب مى كند . » [٢] « من هيچ غمى را بالاتر از آن نمى دانم كه در پاى كليسا و يا در پاى ديوار خانه و يا روى شنهاى باغ و زير درختان ، آشيانهء ويرانهء پرستو يا بلبلى را ببينم و در كنار خس و خاشاكى كه پدر و مادر به هنگام بهار براى بچگان خويش به هم بافتهاند پوست تخمهاى شكسته را بر روى هم مشاهده كنم . » [٣] [ در توصيف كلودهوت چنين مى گويد ] :
« وقتى كه با اين مرد راه مى رفتم آفتاب از جانب او مى درخشيد ، با آن كه جسم او مانع بود كه آفتاب مستقيماً بر روى من بتابد ، احساس مى كردم كه كسى كه همراه من است صاحب جسم نيست ، بلكه روح محض است . گويى روح اين مرد به آن بدن و لباس خشن روستايى تعلقى نداشت ، زيرا به همه چيز فكر مى كرد ، همه چيز را احساس مى نمود و در همه چيز خدا را مى ديد و همه چيز براى او عيان و نمايان بود . » [٤] [ در گفتگو با سنگتراش خطاب به او مى گويد ] :
« گفتم بسيار خوب ، هر چه زودتر بايد كار را انجام داد ، ميدان سنگهاى اين
[١] كتاب سنگتراش سن پوان ، تأليف آلفونس دولا مارتين ، ترجمهء آقاى باقر قائم مقامى . .
[٢] سنگتراش سن پوان ، ص ١٨ . .
[٣] سنگتراش سن پوان ، ص ٢٠ . .
[٤] سنگتراش سن پوان ، ص ٢٧ . .