بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٥ - استنتاج
ديرى نگذشت كه آن اسبان تازى درحالىكه بر بدنشان زخمهاى تير و پيكان خورده بود، از جنگ بازگشتند و نيمهجان در آخور افتادند، تن آنان را با نيش مىشكافتند تا از لاى زخمهايشان پيكانها را بيرون آورند.
|
آن خر آن را ديد و مىگفت اى خدا |
من به فقر و عافيت دادم رضا |
|
|
زان نوا بيزارم و زان زخم زشت |
هركه خواهد عافيت دنيا بهشت |
|
استنتاج
مقايسه «كمبودها» ى خود با «بودها» ى ديگران، يكى از پرتگاههاى مهلك زندگى است كه تاكنون قربانيان بسيارى از خود به جاى گذاشته است.
بسيارند كسانىكه با دو چشم خويش، يك چشم «حقيربين» به خود و امكانات خود دوختهاند و يك چشم «بزرگبين» به ديگران و امكانات ديگران دارند. و اين نوع بيمارى معمولا در طبقه مرفّه جامعه بيشتر رايج است تا طبقه محروم. آنان با اينكه از امكانات رفاهى متنوعى برخوردارند باز همچنان به زندگى رنگارنگ بالاتر از خود چشم دوختهاند و آزمندانه تلاش مىكنند كه به آنان برسند، غافل از اينكه آب شور دنيا هيچ تشنهاى را سيراب نكرده است.
قرآن كريم در آيات بسيارى مؤمنان را از آلوده شدن به اين آفت روانى نهى كرده، مىفرمايد:
لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ....[١]
«هرگز چشم خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههايى از آنها داديم، ميفكن و به خاطر آنچه آنها دارند غمگين مباش.»
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ
[١] - حجر: ٨٨