بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١١ - استنتاج
آنچه كه در قلب داشت نبود. او درعينحال كه عقد قلبى به حلال و حرام و حساب و كتاب داشت ولى التزام عملى نسبت به عقد قلبى خود نداشت. درواقع به تعبير آيه فوق (نمل: ١٣ و ١٤) فردى ظالم، سركش و مفسد بود و به تعبير مولانا لايق عذاب هولناك.
|
فعل او كرده دروغ آن قول را |
تا شد او لايق عذاب هول را |
|
مولانا سپس به مناسبت افشا شدن خيانت زاهد، مسأله عيان شدن نهانها در روز رستاخيز را مطرح مىكند و مىگويد:
روز محشر هر امر نهانى عيان مىشود و هر گناهكارى به وسيله خودش رسوا مىگردد.
|
روز محشر هر نهان پيدا شود |
هم ز خود هر مجرمى رسوا شود |
|
چنانكه قرآن كريم در توصيف آن روز مىفرمايد:
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ؛[١] «در آن روز اسرار پنهان آشكار مىشود.»
و اين افشا شدن گناهان پنهانى، نه به وسيله ديگران كه به وسيله اعضا و جوارح خود شخص گنهكار صورت مىپذيرد.
|
دست و پا بدهد گواهى با بيان |
بر فساد او، به پيش مستعان |
|
|
دست گويد: من چنين دزديدهام |
لب بگويد: من چنين پرسيدهام |
|
|
پاى گويد: من شدستم تا منى |
فرج گويد: من بكردستم زنى |
|
|
چشم گويد: كردهام غمزه حرام |
گوش گويد چيدهام سوء الكلام |
|
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ.[٢]
«امروز بر دهان آنها مهر مىنهيم و دستهايشان با ما سخن مىگويد و پاهايشان
[١] - طارق: ٩
[٢] - يس: ٦٥