بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٢ - استنتاج
كارهايى را كه انجام دادهاند، شهادت مىدهند.»
حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ.[١]
«تا آن زمان كه در كنار آتش دوزخ قرار گيرند، گوش و چشم و پوستهاى تن آنها گواهى مىدهد به اعمالى كه انجام مىدادند.»
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ....[٢]
«آنها به پوستهاى تن خود مىگويند: چرا بر ضد ما گواهى داديد؟ آنها پاسخ مىدهند:
همان خدايى كه هر موجودى را به نطق درآورد، ما را گويا ساخته است.»
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ.[٣]
«در آن روز زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها به اعمالى كه مرتكب مىشوند گواهى مىدهد.»
آيات فوق و آياتى از اين قبيل، دلالت دارد بر اينكه فرداى قيامت از جمله كسانىكه بر ضد انسان گنهكار شهادت مىدهند، اعضا و جوارح خود او است چنانكه در حكايت ما هم آنچه سبب رسوايى زاهد شد، خصيه او بود، لذا مولانا مىگويد:
نمازى كه مىبايست سبب روشنى دل و نورانيت روح گردد، با شهادت بيضههاى آن زاهد فاسد، سبب رسوايى او شد.
|
آن چنانكه در نماز بافروغ |
از گواهى خصيه شد زرقش دروغ |
|
[١] - فصلت: ٢١- ٢٠
[٢] - فصلت: ٢١
[٣] - نور: ٢٤