بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦٩ - ٣ - خالى بودن ستون حسنات و پر بودن ستون سيئات نامه عمل
قطعى برهاند.
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ....[١]
«هركجا باشد- در زمان مقتضى- مرگ گريبان شما را مىگيرد، اگرچه در برجهاى محكم باشيد.»
و على ٧ مىفرمايد:
«و بادروا الموت الّذي ان هربتم منه أدرككم، و ان أقمتم اخذكم و ان نسيتموه ذكركم».[٢]
با انجام اعمال صالح، خود را از ترس مرگ برهانيد؛ مرگى كه اگر از آن بگريزيد، شما را درمىيابد و اگر بايستيد شما را مىگيرد و اگر فراموشش كنيد يادتان مىكند.
مگر مىشود از خويشتن خويش بگريزيد؟!
كيست كه بتواند از خودش فرار كند؟!
مرگ در درون وجود انسان است، جزئى از اجزاى لاينفك انسان است؛
چنانچه قرآن مىفرمايد:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ ....[٣]
خداوند مرگ و حيات را آفريد. و همانطور كه زندگى و حيات را در وجود ما خلق كرد، مرگ را هم در وجود ما خلق كرده است، و همچنانكه زندگى بايد تحقق پيدا كند مرگ هم بايد متحقق شود.
لذا مولانا مىفرمايد: از چه كسى فرار كنيم؟ از خودمان؟ اين محال است از چه كسى بهره برباييم؟ از حضرت حق؟ اين سختى و عذاب است.
|
از كه بگريزيم؟ از خود اى محال |
از كه برتابيم؟ از حق اى وبال |
|
[١] - نساء: ٧٨
[٢] - نهج البلاغه حكمت: ١٩٤
[٣] - ملك: ٢