بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٤٢ - استنتاج
|
گر تو خواهى كى شقاوت كم شود |
جهد كن تا از تو حكمت كم شود |
|
زيرا حكمتى كه از طبيعت مادى و تصور و خيال دانش بشرى پديد آيد، از نور خداوند ذوالجلال محروم است.
|
حكمتى كز طبع زايد وز خيال |
حكمتى بىفيضِ نور ذوالجلال |
|
و چيزى جز ترديد و تشكيك و ظن و گمان نيست، ولى حكمت نظرى و دانش دينى، حكيم را به اوج آسمان پرواز مىدهد و پردههاى شك و ترديد را در مقابلش پاره مىكند.
|
حكمتِ دنيا فزايد ظنّ و شك |
حكمت دينى پرد فوق فلك |
|
و حكمتى كه قرآن فرموده است در آن خير كثير است.
... وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ...[١]
از قبيل همين حكمت نظرى است حكمتى كه حكيم را مىرساند به جايى كه به جز خدا نبيند.
حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ[٢]
«- اين آيات- حكمت بالغه الهى است اما انذارها- براى افراد لجوج- مفيد نيست.»
[١] - بقره: ٢٦٩
[٢] - قمر: ٥