بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨٤ - استنتاج
جاى مىدهيم كه نهرها در زير آن جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند، چه خوب است پاداش عملكنندگان!»
باتوجه به مطالب فوق، متوجه شديم كه: فلسفه خلقت انسان، عبوديت و انجام كارهاى نيك است و نتيجه اين دو، پاداش دنيوى و اخروى، مادى و معنوى است، ولى چيزى كه هست موانع زيادى وجود دارد كه انسان به اين سادگى هم نمىتواند به پاداش مورد نظر برسد كه تعدادى از آن موانع بشرح زير است:
كفر، شرك، نااميدى، ظلم، بدبينى، حرص و آز، كينهورزى، نادانى، نفاق، تعصب بىمورد، هتاكى، دنياپرستى، بدخلقى، كبر و غرور، شك و ترديد، پيمان شكنى، لجاجت، تقليد كوركورانه، آرزوهاى بلند، ماجراجويى، بيهودگى، بهتان، خيانت، دورويى، رياكارى، آلودگى، اصرار بر گناه، بخل، رشوهخوارى، رشوه دهى، فحاشى، بددهانى و صدها مانع ديگر كه اين موانع بر روى هم همچون ديوارى ميان ما و پاداش الهى فاصله ايجاد نموده است و ما بيچارهها از پشت ديوار تنها صداى آب را مىشنويم!
چه بايد كرد كه اين ديوار لعنتى را از پيش رو برداشت و به جويبار رحمت الهى رسيد؟
*** مولانا در اين حكايت پاسخ ما را داده است كه تصوير پاسخ ايشان را مىتوان به شرح زير تفسير كرد:
جوان دردمند تشنه، كنايه است از سالك مبتدى.
ديوار، كنايه است از گناهان و موانعى كه ذكر شد.
جويبار، كنايه است از رحمت و پاداش الهى.
سالك مبتدى در راه رسيدن به مقصد، تشنه آب استعانت و استمالت رحمت الهى است ولى ديوار تمايلات نفس سركش مانع رسيدن وى به اين جويبار