بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠٥ - استنتاج
به شما ابلاغ مىكنم.»
آيات فوق و آياتى از اين قبيل، در قرآن به وضوح دلالت دارد براينكه مىشود از طريق الهام به قسمتى از غيبها كه در اختيار حضرت حق است دست يافت، البته دسترسى به مسائل غيبى از طريق الهام به آسانى دسترسى به پديدههاى حسى و فكرى نيست، بلكه رسيدن به اين مرحله، شرايط و زمينهسازىهاى روانى خاصى را طلب مىكند كه اينهم كار هركسى نمىتواند باشد.
*** مولانا در اين حكايت حقيقت دريافت پديدههاى غيبى را از طريق الهام و اشراق مورد تعرض قرار داده، مىفرمايد:
وقتى رسول بزرگوار اسلام ٦ از گورستان به خانه، نزد همسر خود عايشه بازگشت، تو گويى عايشه چيزى را مشاهده كرده بود كه افراد معمولى از مشاهده آن عاجز بودند و آن اينكه اثر ترى باران را بر لباس پيغمبر ٦ جستجو مىكرد در حالىكه آن روز، بارانى از آسمان نباريده بود.
|
جامههايت مىبجويم در طلب |
تر نمىبينم ز باران اى عجب! |
|
پيغمبر ٦ از عايشه سؤال كرد:
تو امروز از پوشش بر سر خود چه افكندى؟ عايشه پاسخ داد: رداى شما را بر سر خود افكندم حضرت فرمود: اين اثر معنوى «ردا» بود كه چشم بصيرت تو را گشود و توانستى باران غيب را مشاهده كنى.
|
گفت بهر آن نمود اى پاك جيب |
چشم پاكت را خدا باران غيب |
|
ولى بدان اين پديدهاى كه تو مشاهده كردى، پديده معمولى نيست، نه اين باران، باران معمولى است و نه منبع نزولش منبع معمولى است!
|
نيست آن باران از اين ابر شما |
هست ابرى ديگر و ديگر سما |
|