بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦٦ - ٢ - وابستگى به مشتهيات دنيا
- ... إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ.[١]
- ... إِلَيْنا تُرْجَعُونَ.[٢]
نهتنها همه شما بلكه همه امور در نهايت به سوى ما بازگشت مىكنند و مرگ پوچى و فنا و نابودى نيست بلكه دروازهاى است به سوى زندگى جديد.
٢- وابستگى به مشتهيات دنيا.
يكى ديگر از عوامل ترس از مرگ، علاقه انسان در حد وابستگى به دنيا و مشتهيات آن است، در حدّى كه به تعبير قرآن:
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ[٣]
هرچه مىداند و مىخواهد دنياست، اساسا هدف او رسيدن به دنيا است و از غير دنيا غافل است. طبيعى است كه چنين انسانى از مرگ وحشت داشته باشد، چراكه مرگ وى را از دنيا كه بهترين محبوب او است جدا مىسازد.
شخصى خدمت پيغمبر اسلام ٦ عرض كرد:
«مالي لا أحبّ الموت؟»؛ «چرا من مرگ را دوست ندارم؟!»
پيغمبر ٦ فرمود: «هل عندك مال»؛ «آيا مال و ثروتى دارى؟»
عرض كرد: آرى، اى پيامبر خدا.
حضرت فرمود: مالت را قبل از مرگ بفرست؛ يعنى آن را در راه خدا صدقه بده؛ زيرا:
«إنّ قلب الرّجل مع ماله ان قدّمه أحبّ ان يلحق به و ان أخّره أحبّ ان
[١] - بقره: ١٥٦
[٢] - عنكبوت: ٥٧
[٣] - روم: ٧