بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩٦
حكايت ٦/ صفحه ٤٠
|
هركه بيدار است او در خوابتر |
هست بيداريش از خوابش بتر |
|
حكايت تعريض خليفه ليلى را كه تو اى ليلى آنقدر هم زيبا نيستى و ... آنكه تنها چشم سرش باز است و چشم دلش خواب در واقع انسان خفتهاى هست كه بيدارى چنين شخصى از خواب بودنش بدتر است.
حكايت ٧/ صفحه ٤٣
|
تير اندازد به سوى سايه او |
تركشش خالى شود از جستجو |
|
حكايت ابلهى كه درصدد صيد سايه مرغى بود كه در آسمان پرواز مىكرد و ... شرح فضائل و رذايل اخلاقى انسان و بيان جايگاه ارزشى انسان از ديدگاه قرآن و تشبيه انسانهاى غافل به آن صياد ابله
حكايت ٨/ صفحه ٤٦
|
باد و خاك و آب و آتش بندهاند |
با من و تو مرده، با حق زندهاند |
|
حكايت پادشاه جهودى كه عيسويان را در آتش مىسوزاند و سخن گفتن كودك در ميان آتش و دعوت مادر خود را در افتادن به ميان آتش و ...
حكايت ٩/ صفحه ٥٤
|
چون خدا خواهد كه پرده كس درد |
ميلش اندر طعنه پاكان برد |
|
حكايت شخصى كه پيغمبر ٦ را تمسخر مىكرد و كج ماندن دهان او و ... عيبجوئى بيمارى روانى و عوامل زاينده و تقويتكننده اين بيمارى
حكايت ١٠/ صفحه ٥٧
|
شير آن را دان، كه خود را بشكند |
حكايت گروهى از وحوش كه در مرغزارى به آرامش زندگى مىكردند و مزاحم شدن شير آنان را و به چاه افتادن شير در چاه با مكر خرگوش و ... و مطالبى در زمينه نفس اماره ....
حكايت ١١/ صفحه ٦٤
|
از كه بگريزيم از خود اى محال |
از كه برتابيم از حق اى وبال |
|
حكايت مردى كه با ديدن عزرائيل وحشتزده به حضور حضرت سليمان آمد و از حضرت خواست به هندوستان رود تا دست عزرائيل به او نرسد، علت فرار و ترس از مرگ و ....