بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٦ - استنتاج
عقيده و عقيده توحيدى دعوت كرده، مىفرمايد:
اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا ...[١]
«و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.»
و پيغمبر گرامى اسلام ٦ براساس اين كلمه، توانست فرهنگ برادرى را در ميان اقوام بيگانه از هم (و بلكه دشمن هم) ترويج نمايد و خلق و خوى آنان را آنچنان كند تا همه باور كنند كه:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ...[٢]؛ «مؤمنان برادر يكديگرند.»
و حضرت امام صادق ٧ در عظمت جايگاه اتّحاد و برادرى ميان مسلمانان مىفرمايد:
«المؤمن اخو المومن كالجسد الواحد ان اشتكى شيئا منه وجد ألم ذلك في سائر جسده».[٣]
«مؤمن برادر مؤمن است و همگى به منزله يك پيكرند، اگر عضوى از آن پيكر رنجى ببيند، ديگر اعضا نيز رنجيده و بىقرار مىگردند.»
*** باتوجه به مطالب فوق نتيجه مىگيريم كه: اتّحاد واقعى، ريشه در آبشخور عشق دارد و عشق واقعى ريشه در آبشخور ايمان به خدا، لذا مولانا مىفرمايد:
آفرين بر عشق كه در پيوند صدها هزار ذره اوستاد كلّ است.
|
آفرين بر عشق كلّ اوستاد |
صد هزاران ذرّه را داد اتّحاد |
|
و عشق، به كوزهگرى مىماند كه خاكهاى پراكنده را هنرمندانه باهم پيوند
[١] - آل عمران: ١٠٣
[٢] - حجرات: ١٠
[٣] - بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٢٦٨