بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٦٦ - استنتاج
را در ميان بندگانش پنهان كرده تا انسان به همه مردم احترام كند.
*** مولانا اين درس را در قالب حكايت از قول آن مرد خدا و درويش سالك الى اللّه به همه سالكان طريق مىدهد كه وقتى اهل كشتى مقام معنوى درويش را ديدند بانگ زدند كه اى بزرگوار، از چه طريقى تو بدين جايگاه معنوى رسيدى؟
|
بانگ كردند اهل كشتى اى همام |
از چه دادندت چنين عالى مقام؟ |
|
درويش كه خود مورد تهمت اهل كشتى قرار گرفته بود، با لحنى سرزنشآميز و به كنايه گفت:
|
گفت از تهمت نهادن بر فقير |
وز حقآزارىِ بىچيزى حقير |
|
شما گمان مىكنيد كه انسان مىتواند با تهمت زدن به اين و آن و آزردن ديگران به چنين مقامى نايل شود؟ هرگز هرگز! بلكه اين مقام معنوى از آن جهت به من داده شد كه من مردان خدا را مورد تكريم قرار دادم و هرگز براساس ظاهر افراد در بدى و خوبى آنان قضاوت نكردم و در مورد هيچ فقيرى بدگمان نشدم.
|
حاش للّه بل ز تعظيم شهان[١] |
كه نبودم بر فقيران بدگمان |
|
همان فقيران با معنويت و خوشنفسى كه خداوند در عظمت مقام آنان سوره «عبس» را بر پيامبرش نازل كرد و مقام ارجمند آنان را متذكّر شد.
|
آن فقيران لطيف خوش نَفَس |
كز پى تعظيمشان آمد عَبَس[٢] |
|
[١] - منظور از( شهان) بزرگان حقيقت و سالكان طريقت است.
[٢] - منظور سوره مباركه عبس است كه مختصرى از شأن نزول آن را در حكايت ٦٥ و ٨٨ آورديم.