بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٦٥ - استنتاج
و چنان است كه گويى بالاى سر او ايستاده و آنچه را كه انجام مىدهد مىبيند و مىداند و حساب مىكشد.
فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ....[١]
«آيا كسى كه بالاى سر همه ايستاده و اعمال همه را مىبيند- همچون كسى است كه اين قدرت را ندارد!-»
در حديثى قدسى آمده است:
«انّما يسكن جنات عدن الّذي اذا همّوا بالمعاصي ذكروا عظمتي فراقبوني».
«همانا كسى در بهشت عدن ساكن مىشود كه چون قصد گناهى كرد، عظمت مرا ياد كند و متوجه باشد و از گناه بازايستد.»
باتوجه به مطالب فوق، نكتهاى كه سالك در طريق سلوك بايد همواره متوجّه آن باشد، اين است كه هيچيك از بندگان خدا را تحقير نكند و كوچك نشمارد بلكه همه را بهتر از خود و مقرّبتر به خدا از خود بداند؛ چرا كه به رسم اخلاص در عبوديّت، بندگان خاص و عزيزان بارگاه دوست در ميان مردم به بىنام و نشانى زندگى مىكنند، پس همچنانكه خدا رضايتش را در ميان طاعاتش پنهان كرده تا بنده به همه طاعات روآورد و غضبش را در ميان همه گناهان پنهان ساخته تا بنده از همه گناهان پرهيز نمايد و اجابتش را در ميان همه دعاها مخفى داشته تا بنده متذكر به ذكر همه دعاها شود و اسم اعظم خويش را در ميان اسماء مباركش مخفى داشته تا بنده همه اسماء الهى را مورد احترام قرار دهد و روز مرگ انسان را در ميان روزها مجهول ساخته تا انسان همواره آماده مرگ شود، و شب قدر را در ميان شبها نامعلوم ساخته تا بندگانش همه شبها را بهعنوان شب قدر، قدر بدانند، همچنين دوستانش
[١] - رعد: ٣٣