بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٨ - استنتاج
ما بازگو مىكند. بيان تاريخ زندگى گذشتگان و زنده كردن احوالات مرده آنان، صرفا نقل تاريخ براى نقل مجلس و گذراندن ساعات فراغت نيست، بلكه هدف قرآن ... فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ[١] است؛ يعنى پند گرفتن انسان از تحوّلات گذشته و روشن كردن فرا راه آينده با چراغ تجربه گذشته.
أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى[٢]
«آيا براى هدايت آنها كافى نيست كه بسيارى از پيشينيان را هلاك كرديم و اينها در مساكن آنان رفتوآمد دارند، در اينها دلايل روشنى است براى صاحبان عقل.»
*** مولانا در اين حكايت از نعمت تأخير ظهور امت محمد ٦ نسبت به امتهاى گذشته ياد مىكند و اين تأخير را يكى از الطاف الهى به حساب مىآورد.
|
پس كرمهاى الهى بين كه ما |
آمديم آخر زمان در انتها |
|
ولى درعينحال اين تأخير زمانى بهعنوان تأخير رتبهاى به حساب نمىآيد بلكه جايگاه ارزشى امت محمد ٦ در ميان امتهاى پيشين سرآمد و ممتاز است چنانكه در روايتى آمده است:
«نحن الاخرون السّابقون يوم القيامة ...».[٣]
«ما امت اسلامى بعد از همه ظهور كرديم ولى در روز رستاخيز بر آنان سبقت خواهيم داشت.»
و يكى از فوايد تأخير ظهور امت اسلامى اين است كه امت محمد ٦ با مطالعه و استخبار از وقايع امتهاى گذشته و عوامل صعود و سقوط آنان، تجربه
[١] - حشر: ٢
[٢] - طه: ١٢٨
[٣] - تفسير و نقد و تحليل مثنوى، ج ٥، ص ٣٨٨