بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٥ - سومين مرحله پيرى
بِوَلَدِهِ ...[١]
در كهولت نيز مورد ترحم واقع خواهد شد؛ وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ ...*[٢]
*** مولانا در اين حكايت شيرين، پس از بيان قانون جريان طبيعى روند جسم و جان و به انحناء رفتن توان و نيروى انسان در حدّ پيرى و كهولت و بازتاب اين انحناء در جامعه، آن را از قانون كلّى استثنا كرده، مىفرمايد: اينطور نيست كه روح و عقل همه انسانها در جريان طبيعى روند جسم و از كار افتادن آن، از كار بيفتد يا كاربرد واقعى خود را از دست بدهد بلكه مشاهدات عينى و تجربيات علمى نشان داده است كه بسيارى از انسانها انديشههاى ثمربخش خود را در دوران ميانسالى بروز مىدهند و اين حقيقتى است كه حضرت امام صادق ٧ نيز طى پاسخى به جابر، آن را مورد تأييد قرار داده است.
جابر مىپرسد: چرا بعد از اينكه آدمى پير شد، كودن مىگردد؟
حضرت امام صادق ٧ مىفرمايد: اين يك قاعده كلى نيست و هركس پير شد كودن نمىشود و كسانى هستند كه در دوره جوانى كودن هستند اما نشاط و طراوت جوانى مانع از اين است كه كودنى آنها بهطورى برجسته به چشم ديگران برسد.
همين اشخاص در دوره پيرى كودن جلوه مىنمايند و علتش اين است كه ديگر نشاط و طراوت جوانى روپوش كودنى آنها نيست. اما آنكه در دوران جوانى عاقل و مطلع و پرهيزگار است در دوره پيرى هم انسانى عاقل و مطّلع و پرهيزكار مىباشد، منتها از لحاظ نيروى جسمى مانند دوره جوانى نيست. طبقه دانشمندان در دوره پيرى عاقلتر و باهوشتر از دوره جوانى بهنظر مىرسند. چون در دوره جوانى توشهاى كه از علم به دست مىآورند، كم است و هر قدر سنوات عمرشان بيشتر مىشود آن توشه زيادتر مىگردد و عقلشان قوىتر مىشود و نظرشان براى
[١] - بقره: ٢٣٣
[٢] - لقمان: ١٤