بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٠ - استنتاج
طبيب در مقابل عصبانيت پيرمرد پاسخ داد: اين غضب و خشم تو هم از پيرى است؛ زيرا وقتى همه خوىها و اعضاى انسان ضعيف شد خوددارى و شكيبايى او نيز ضعيف مىشود.
|
جز مگر پيرى كه از حق است مست |
در درون او حيات طيّبه است |
|
|
از برون پيرست و در باطن صبىّ |
خود چه چيزست آن ولىّ و آن نبىّ |
|
استنتاج
انسان وقتى از عالم رحم پا به عرصه دنيا مىگذارد، چنانكه از جهت جسم ضعيف و ناتوان است (خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ) روحش نيز به موازات جسم او، در ضعف و ناتوانى قرار دارد (... لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً ...) ولى مرور زمان، ضعف و ناتوانى جسم را به (لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ)* و جهل و نادانى روح را به (عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ) تبديل مىكند.
بديهى است، همچنانكه آن ضعف در انسان براى هميشه باقى نمىماند بلكه به رشد و نمو شايسته خود رسيد، اين رشد و نمو و توان و قدرت نيز باقى نخواهد ماند بلكه پس از طى مراحلى، وقتى به نقطه اوج خود رسيد، حركت منحنى خود را آغاز مىكند.
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ[١]
«خدا همان كسى است كه شما را آفريد، درحالىكه ضعيف بوديد، سپس بعد از اين ضعف و ناتوانى، قوّت بخشيد و باز بعد از قوّت ضعف و پيرى براى شما قرار داد. او هرچه بخواهد مىآفريند و اوست عالم و قادر.»
اين حركت منحنى كه به اعتقاد بعضىها از چهل و يك سالگى شروع مىشود
[١] - روم: ٥٤