بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٣ - استنتاج
٤- مركز فرماندهى براى شخصى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود ... وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ ... و اين شخصى بود به نام «ابن عامر» كه راهبى از نصرانيان بهشمار مىرفت و بارها بر ضدّ پيغمبر ٦ نقشه جنگ كشيد تا جايى كه پيغمبر او را «فاسق» لقب داد، ابى عامر در نهايت به سوى «هرقل» پادشاه روم رفت تا از او براى مبارزه و جنگ با پيغمبر اسلام ٦ نيرو و كمك بگيرد. وى با منافقان مدينه در ارتباط بود و آنان را از نقشههايش مطلع مىساخت و از آنان مىخواست كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا پايگاه فعاليتهاى آيندهاش باشد و از آنجا كه ساختن چنين پايگاهى در مدينه به نام دشمن اسلام، آنهم بهطور آشكار امكانپذير نبود، منافقين بهتر آن ديدند كه اين پايگاه را در پوشش مسجد بنا كنند و عجيب اينكه آنان براى اينكه مردم و پيغمبر ٦ را فريب دهند، سوگند ياد كردند كه در بناى مسجد هدفى جز نيكى و خدمت نداشتيم ... وَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْنى ... ولى جبرئيل به پيغمبر خبر مىدهد كه: خداوند گواه است كه آنها دروغگو هستند ... وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ* لذا اى پيغمبر هرگز در آن مسجد مرو و در آنجا نماز نگزار لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً ... چراكه اساس بناى اينگونه مساجد بر كنار پرتگاه سستى بنا نهاده شده كه ناگهان در آتش دوزخ فرومىريزد ... أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ ... و بدين وسيله خداوند نقشه شوم منافقان را نقش برآب ساخت و اسلام را از شر آنان محفوظ نگهداشت. با روشن شدن توطئه منافقان، پيامبر ٦ دستور داد آن مسجد را به آتش كشيدند و بعد از ويران كردن ساختمان آن، محل او مركز زباله شهر گرديد.
*** نتيجهاى كه مولانا از اين حكايت مىگيرد اين است كه مىفرمايد: بانيان مسجد ضرار، همچون خود آن مسجد، قلب و نادرست بودند. آنان در واقع همچون صيادانى بودند كه براى گرفتن صيد خود، دانه را بر روى دام ريختند و چنين نمودند