بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٢ - استنتاج
و باز از حضرت امام صادق ٧ نقل شده كه فرمودند:
«انّما خلّد اهل النّار في النّار لأنّ نيّاتهم كانت في الدّنيا ان لو خلّدوا فيها ان اللّه ابدا، و انّما خلّد اهل الجنّة فى الجنّة لأنّ نيّتاتهم كانت فى الدّنيا ان لو بقوا فيها ان يطيعوا اللّه ابدا، فبالنّيّات خلّد هؤلاء و هؤلاء، ثمّ تلا قوله تعالى: قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ...، قال: على نيّته».
«دوزخيان در دوزخ جاويدند؛ زيرا در دنيا نيت داشتند كه اگر جاويد بمانند، هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت در آن جاويدند براى آنكه نيت آنها در دنيا اين بود كه هميشه در آن از خدا اطاعت كنند، پس آنان و اينان به وسيله نيت جاويد بمانند، سپس حضرت، آيه فوق را (اسراء: ٨٤) تلاوت كردند و فرمودند منظور از شاكله نيت است.»[١]
*** آنچه مولانا در اين حكايت بيان كردند، تبيين همان مطلبى است كه ما در استنتاج اين حكايت به دنبال آن هستيم و آن اينكه اجر و ثواب نيت و قصد انجام بعضى از كارهاى خير؛ از جمله رسيدن به نماز جماعت، نهتنها به اندازه آن كار خير است بلكه چه بسا بسيار بيشتر از انجام خود آن كار خير به حساب مىآيد و اين ازدياد ثواب و پاداش، در واقع بهخاطر تأثيرى است كه محروميت از انجام آن كار خير در انسان به وجود آورده است. و اين تأثّر سازندهتر از خود آن عمل خير است. لذا مولانا مىفرمايد:
شخصى كه موفق به شركت در نماز جماعت پيغمبر ٦ نشد آنقدر از نظر روانى در فشار قرار گرفت و متأثر شد كه: آه او مىداد از دل بوى خون.
انسان عارفى از ميان جمعيت وقتى سوز و گداز آن بنده خدا را ديد، به او پيشنهاد يك معامله را داد و آن اينكه به او گفت: اين آه پرسوز را تو به من بده و من نمازى را كه پشت سر پيغمبر ٦ خواندهام به تو مىدهم.
|
آن يكى از جمع گفت: اين آه را |
تو به من ده، و آن نماز من تو را |
|
[١] - اصول كافى، ج ٣، باب« نيت».