بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٨ - احمق كيست؟
رهگذر عاقل گفت: محبت ابلهان فريبنده است، اگر فكر مىكنى از روى حسادت اين سخن گفتم، بدان كه اين حسادت من از محبت خرس براى تو بهتر است! خرس را رها كن و با همجنس خود همراه باش. نصيحت رهگذر عاقل جز بر لجاجت دلاور جاهل نيفزود و سرانجام به رهگذر گفت: برو به فكر خودت باش، من مىخواهم بخوابم مزاحم خوابم نباش.
دلاور چون به خواب رفت مگسانى چند بر صورتش نشستند و او را آزار دادند.
خرس از روى محبّت سنگى بزرگ برداشت تا بر مگسان بكوبد اما آن را به صورت دلاور كوفت و در دم به هلاكت رساند.
|
مِهر ابله مِهر خرس آمد يقين |
كينِ او مهر است و مهر اوست كين |
|
|
عهد او سست است و ويران و ضعيف |
گفتِ او زفت و وفاى او نحيف |
|
|
گر خورد سوگند هم باور مكن |
بشكند سوگند مردِ كژ سخن |
|
استنتاج
اين سخن نغز از فرمايشات مولاى ما حضرت على ٧ است.
«عدوّ عاقل خير من صديق أحمق».[١]
«دشمن خردمند و عاقل بهتر است از دوست نادان و احمق.»
احمق كيست؟
در معناى احمق فرمودند: «الحمق- ضد العقل»، حماقت يعنى بىعقلى. و باز فرمودند: «الحمق- قلة العقل»، حماقت؛ يعنى كمعقلى.[٢] و در لغت فارسى به انسانهاى سفيه، نادان، بىخرد و دنگ، احمق گفته مىشود.[٣]
[١] - بحار الانوار، ج ٧٨، ص ١٢.
[٢] - لسان العرب؛ مجمع البحرين.
[٣] - فرهنگ معين.