بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٦ - استنتاج
به كارى نمىزد.
|
مصطفى فرمود گر گويم براست |
شرح آن دشمن كه در جان شماست |
|
|
زهرههاى پردلان درهم درد |
نى رود ره نى غم كارى خورد |
|
|
نى دلش را تاب ماند در نياز |
نى تنش را قوّت صوم و نماز |
|
|
همچو موشى پيش گربه لا شود |
همچو ميشى پيش گرگ از جا رود |
|
مولاى ما حضرت على ٧ مىفرمايد:
«و لو تعلمون ما اعلمو ممّا طوى عنكم غيبه اذا لخرجتم الى الصّعدات، تبكون على أعمالكم، و تلتدمون على أنفسكم، و لتركتم أموالكم لا حارس لها و لا خالف عليها و لهمّت كلّ امرى منكم نفسه، لا يلتفت الى غيرها، و لكنّكم نسيتم ما ذكّرتم، و أمنتم ما حذّرتم، فتاه عنكم رأيكم، و تشتّت عليكم أمركم ...».[١]
«اگر بدانيد آنچه من مىدانم از نهان آنچه بر شما آشكار نيست، همانا رو به صحرا مىگذاشتيد و بر كردههاى زشت خويش گريه مىكرديد و چون زنهاى فرزند مرده، لطمه بر خود وارد مىكرديد و اموال خود را بدون نگهبان و سرپرست رها مىساختيد، و هركسى از شما چنان به خود گرفتار است كه به ديگرى توجّهى ندارد، ولى پند و اندرزى كه به شما دادهاند و از آنچه شما را برحذر داشتهاند، ايمن گشتيد، لذا رأى شما سردرگم و كارتان پراكنده گرديد.»
[١] - نهج البلاغه، خطبه ١١٥