بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٤ - استنتاج
و در راستاى تحقّق اين هدف بزرگ، دو عامل همچون ساير عوامل مورد نياز و حاجت است؛ اوّل: وعده و تشويق براى انسانهاى سربهراه و مطيع. دوم: وعيد و تنبيه براى انسانهاى سربههوا و گردنكش!
به تعبير ديگر، قرآن از پيامبران با وصف «بشير» و «نذير» ياد كرده است، رهبرانى كه براى هدايت مردم از دو عامل «بشير- بشارتدهنده» و تشويقكننده و «نذير- ترساننده، بيمدهنده» و تنبيهكننده استفاده مىكنند!
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ.[١]
«ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا- آنها- را بشارت دهى و بترسانى، ولى اكثر مردم نمىدانند.»
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً.[٢]
«اى پيامبر، ما تو را بهعنوان گواه و بشارتدهنده و انذاركننده فرستاديم.»
اين دو عامل كه امروزه هم در تمام سطوح مورد قبول است، اگر مورد عمل قرار بگيرد خيلى از مشكلات جامعه حل خواهد شد، ولى چيزى كه هست، عمل به اين دو اصل، با منافع غيرمشروع خيلىها منافات دارد لذا معتقدان به آن، سعى مىكنند اين دو اصل را تنها در چهارچوب اعتقادى، نه عملى، بپذيرند و بازگو كنند.
درهرحال، مربّى خوب آن است كه با دو مايه وعده و وعيد، مربّا بسازد تا بتواند كام همه را در دنيا و آخرت شيرين نمايد.
تازه از قرآن چنين برمىآيد كه اهميت انذار و وعيد در راه تربيت، بااهميتتر از بشارت و وعده است؛ چنانكه مىبينيم در قرآن كلمه «انذار» با صيغ مختلفش از كلمه «بشارت» با صيغ مختلفش بيشتر است.
[١] - سبا: ٢٨
[٢] - احزاب: ٤٥