بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٨ - استنتاج
مىسوزاند.
چوپان وقتى اين عتاب را از حضرت موسى ٧ شنيد به او گفت:
|
گفت اى موسى دهانم دوختى |
وز پشيمانى تو جانم سوختى |
|
|
جامه را بدريد و آهى كرد و تفت |
سر نهاد اندر بيابان و برفت |
|
چوپان چون دلشكسته از كنار موسى ٧ رفت از جانب آفريدگار به موسى وحى رسيد كه تو چرا بنده ما را از ما جدا كردى.
|
تو براى وصل كردن آمدى |
نى براى فصل كردن آمدى |
|
|
تا توانى پا منه اندر فراق |
ابغض الأشياء عندي الطّلاق |
|
|
ما برون را ننگريم و قال را |
ما درون را بنگريم و حال را |
|
|
ناظر قلبيم اگر خاشع بود |
گرچه گفتِ لفظ ناخاضع رود |
|
|
زانكه دل جوهر بود گفتن عرض |
پس طُفيل آمد عرض جوهر غرض |
|
استنتاج
يكى از مباحث قابلتوجه در علم منطق، مبحث «جوهر» و «عرض» است. در تبيين اين دو كلمه بايد گفت كه: ماهيت ممكنات بر دو قسم كلى تقسيم مىشوند:
جوهر[١] و عرض[٢]
[١] - جوهر بر پنج قسم است: ١- جسم ٢- هيولى ٣- صورت ٤- نفس ٥- عقل جسم جوهرى است كه بتوان در آن ابعاد سهگانه فرض كرد. هيولى يا ماده و آن جوهرى استكه جسم بدان بالقوه است و در مقام تمثيل به منزله چوب است نسبت به ميز. صورت، جوهرى است كه جسم بدان بالفعل است. و صورت جسميه همان قبول ابعاد است، هيولى و صورت لازم و ملزم يكديگرند و هيچگاه هيولايى بدون صورت و صورتى بدون هيولى موجود نيست. نفس جوهرى است مجرد كه در تصرف و عمل احتياج به ماده دارد. عقل جوهرى است مجرد كه در تصرف و عمل احتياج به ماده ندارد.
[٢] - ارسطو عرض را به نه قسم تقسيم كرده است: ١- كم ٢- كيف ٣- أين ٤- متى ٥- وضع ٦- جده، يا ملك، يا له ٧- فعل ٨- انفعال ٩- اضافه، هريك داراى تعاريف و اقسامى است كه در جايش بيان شده است( منطق صورى).