بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٠٣ - استنتاج
استنتاج
دنيايى كه ما در آن زندگى مىكنيم، دنياى علل و اسباب است، هيچ حادثهاى در پهنه حيات صورت نمىپذيرد، جز اينكه دست علّتى (چه پنهان و چه آشكارا) عامل و بهوجودآورنده آن حادثه است. و اين يك قانون خدشهناپذير و غيرقابل انكار است كه قرآن در آيات زيادى از آن بهعنوان «اذن اللّه- امر خدا» ياد نموده است؛ يعنى امر خدا و مشيّت الهى براين تحقق يافته است كه هيچ معلولى بدون علت و هيچ مسببى بدون سبب و هيچ اثرى بدون مؤثر واقع نگردد.
امر خدا براين تحقّق يافته است كه ابر و باد و مه خورشيد و فلك در كار باشند تا غذاى جانداران تهيه شود.
امر خدا براين تحقق يافته است كه براى استمرار نسل انسان، مذّكر و مؤّنث با هم جمع شوند تا توليدمثل حاصل گردد و هكذا ...
مگر مىشود بدون همكارى و هماهنگى اجزاى عالم وجود و دخالت سلسله عواملى، معلولى بهدست آيد!؟
اين اصل اوليه و قانون كلى در نظام عالم خلقت است. ولى در مقابل اين اصل اوّليه، فرعى هم وجود دارد كه قرآن از آن بهعنوان «ما يشاء اللّه- چيزى كه خدا مىخواهد» ياد كرده است.
ما يشاء، تصويرى از قدرت الهى است.
ما يشاء، نشانهاى از سببسوزىهاى خداى مسبّب الأسباب است.
ما يشاء، دليلى بر وجود معلول بدون علّت است.
چنانكه قرآن در ماجراى بهدنيا آمدن حضرت عيسى ٧ از قول حضرت مريم مىفرمايد:
قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ...
«مريم گفت: پروردگارا! چگونه فرزندى از من به دنيا خواهد آمد درحالىكه انسانى