بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٠ - بخش اول آرزوهاى مثبت بخش دوم آرزوهاى منفى
شيطان است.
زيرا قرآن عامل القائات آرزوهاى بىاساس و منحرفكننده را يكى از وظايف شيطان معرفى كرده و از قول او مىفرمايد:
وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ ...؛[١] «و آنها را گمراه مىكنم و به آرزوها سرگرم مىسازم.»
يكى از آرزوهاى منفى، آرزوى دستيابى به مال و ثروت و تعلّقات دنياست، چنانكه قرآن از قول منافقين مىفرمايد:
... يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً[٢]
«اى كاش ما هم با- رزمندگان اسلام بوديم و به عنيمت جنگى- و رستگارى و پيروزى بزرگى نائل مىشديم.»
اين آرزو يكى از آن آرزوهايى است كه دهها «اگر»، «اى كاش» به همراه دارد كه بعضىها براى پاكسازى اين «اگر» ها، حاضرند خود را به هر آب و آتشى بزنند تا خود را به ساحل خواستههاى خود برسانند، غافل از اينكه امواج «اگر» ها هر لحظه او را از خواسته و مقصودش دورتر مىسازد. پس چه بايد كرد؟
*** مولانا در مقام چارهانديشى مىفرمايد:
اى سالك، نفس سليقهگرا و تنوّعطلب و پرتوقع تو هر زمان آرزوى جديدى در سر مىپروراند، آرزوهايى كه تحقق آن يا محال است يا مدّت زمانى به درازاى عمر نوح مىخواهد، وسوسه برآورده شدن اين آرزوها همچون سوهان، مغز استخوانت را مىسايد و همواره تو را آزردهخاطر مىسازد.
تو بايد سعى كنى اين خواستههاى كاذب را كه از حلقوم غول نفس اماره
[١] - نساء: ١٩
[٢] - نساء: ٧٢