بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣٧ - استنتاج
بى تفاوت باشد؛ چنانكه سرسلسله زاهدان دنيا، يعنى حضرت على ٧ زهد را اينگونه تعريف فرمودند:
«الزّهد كلّه بين كلمتين من القرآن. قال اللّه تعالى لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم يأس على الماضي و لم يفرح بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفيه».[١]
«تمامى معناى زهد، ميان دو كلمه از قرآن است كه فرمود: هرگز بر آنچه از دستتان رفته اندوه مخوريد و بر آنچه به شما داده شده شاد نباشيد. و كسى كه بر گذشته افسوس نخورد و به آينده شاد نگردد، پس زهد را از هر دو طرف در اختيار دارد.»
*** باتوجه به مطالب فوق، اكنون مىپردازيم به نكتهاى كه در استنتاج ما مورد نظر است و آن اينكه: مولانا مىگويد:
زاهد در پاسخ كسى كه به گريه بسيار او اشكال كرده بود، گفت: از دو حال خارج نيست. اگر چشم من نور حق را ببيند، از نابينا شدن آن، چه باك! و اگر چشم من نور حق را نخواهد كه ببيند پس چنين چشمى همان به، كه كور گردد!
|
گر ببيند نور حق خود چه غمست |
در وصال حق دو ديده چه كمست |
|
|
ور نخواهد ديد حق را گو برو |
اينچنين چشم شقى گو كور شو |
|
مرحوم علامه محمد تقى جعفرى، پاسخ زاهد را به دو شكل تعبير كرده است:
١- انسان اعضا و نيروهاى جسمانى خداداد را تا آن اندازه در راه نيايش به كار بيندازد كه از بين برود، بىترديد اين كار نه از نظر عقلايى صحيح است و نه از نظر دينى؛ زيرا اگر چنين تحمّل مشقتى شايسته بود، مىبايست پيامبران و اولياء اللّه همگى، تمام اعضاى خود را از دست مىدادند، درحالىكه ما مىبينيم آنها از همين اعضا، منافع مناسب هريك از آنها را بهرهبردارى كردهاند و مطابق آيه شريفه:
[١] - نهج البلاغه، كلمات قصار، ٤٣١