بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢ - استنتاج
حكايت ٢
|
از ادب پرنور گشته است اين فلك |
در ميان قوم حضرت موسى ٧ چند نفر بىادب بودند كه روزى به حضرت موسى گفتند: ما به يك خوراك نمىسازيم، از خداى خود بخواه تا براى ما خوردنىهايى از قبيل سير و عدس و سبزى و ... بفرستد. اين بىادبى سبب قطع خوان آسمانى آن قوم شد. دوباره آن حضرت از حضرت حق خواست كه بر آن قوم خوان آسمانى نازل كند. باز گستاخان قوم، ادب را رها كردند و مانند آزمندان و گدايان براى ذخيره كردن هريك سهمى و قسمتى از خوان را برداشتند.
حضرت به آنان التماس كرد كه نزول اين مائده از آسمان دائمى است و هرگز كم نخواهد شد پس براى قطع شدن آن نگران نباشيد و آزمندى و طمع را كنار بگذاريد.
|
بدگمانى كردن و حرص آورى |
كفر باشد پيش خوان مهترى |
|
|
ز آن گدارويان ناديده ز آز |
آن در رحمت بر ايشان شد فراز |
|
استنتاج
قوم بنى اسرائيل پس از آنكه از چنگال فرعون نجات يافتند و در سرزمين مقدس فلسطين مستقر شدند، به جهت نافرمانىهاى خود، چهل سال در صحراى «سينا» سرگردان ماندند و در اين سالها بود كه به اشتباهات خود پىبردند و از خداوند خواستند كه بار ديگر نعمتهاى خود را به آنان ارزانى دارد.
خداوند نعمتهاى زيادى به اين قوم عنايت كرد؛ از جمله آن نعمتها مائده