بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٣ - وجدان اخلاقى در قرآن
كه انجام كار بدون عيب و نقص خوب است و با عيب و نقص زشت و مذموم است، چه صاحب كار متوجه بشود يا نشود، يا پيش كارگر باشد يا نباشد: هركس در مقابل مزد معين، از كيفيت كار يا زمان كار مىدزدد، گرچه كسى متوجه نشود ولى وقتى رجوع به وجدانش مىكند درمىيابد كه كار زشتى انجام داده است
فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ[١]
«وقتى به وجدان خود بازگشتند به خود گفتند شما ظالميد.»
وجدان اخلاقى يا خودآگاهى نسبت به حسن و قبح، بخش وسيعى از مسائل اخلاقى و اجتماعى را گويند كه انسان به كمك اين خودآگاهى و بدون دريافتهاى خارجى مىتواند مبانى ارزشهاى اخلاقى را از ضدارزشها تشخيص دهد.
باتوجه به تقسيم «وجدان» بر سه قسمت كلّى، مىگوييم: محور اصلى استنتاج ما را در اين حكايت «وجدان اخلاقى» تشكيل مىدهد. گرچه دو قسمت اول از تقسيمات وجدان نيز مىتوانند از جهاتى در مباحث استنتاج ما سهيم باشند.
وجدان اخلاقى در قرآن:
قرآن كريم در آيات زيادى، وجدان اخلاقى در انسان را متذكر مىشود چنانچه فرمايشات امامان معصوم عليهم السّلام نيز مطالبى در اين خصوص بيان شده است.
١- لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ* وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ[٢]
«قسم به روز قيامت* و قسم به نفس لوّامه.»
٢- وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها[٣]
«قسم به روح آدمى و آن كسى كه روح را موزون ساخت، سپس راه فجور و تقوا را به او الهام كرد.»
[١] - انبياء: ٦٤
[٢] - قيامت: ٢ و ٣
[٣] - شمس: ٧ و ٨