بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٩ - استنتاج
بقول مرحوم علامه شيخ بهايى
|
ايّها القوم الذي في المدرسه |
كلّما حصّلتموه وسوسة |
|
|
ذكركم ان كان في غير الحبيب |
ما لكم في النشأة الآخر نصيب |
|
|
علم رسمى سربهسر قيل است و قال |
نه از او كيفيتى حاصل نه حال |
|
|
علم نبود غير علم عاشقى |
ما بقى تلبيس ابليس شقى |
|
٧- آنان آنقدر آيينه جان خود را صيقل زدهاند كه تجلّيات هشت بهشت را در خود منعكس نموده است.
|
تا نقوش هشت جنت تافته است |
لوح دلشان را پذيرا يافته است |
|
٩- ٨- اثر وجودى آنان گرچه محسوس و ملموس است و همچون ساير مردم مىخوابند و مىخورند (أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ)* ولى حقيقت وجود آنان سيمرغ بلند پروازى است كه وسعت پرواز او نهتنها برتر از گستره بهشت است بلكه مرز عرش و كرسى خدا را پشت سر گذاشته و در محضر صدق الهى (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) مرزوقند.
|
صد نشان دارند و محو مطلقند |
چه نشان بل عين ديدار حقاند |
|
|
برترند از عرش و كرسى و خلا |
ساكنان مقعد صدق خدا |
|
***