بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٧ - استنتاج
زيرا اگر آئينه وجود از گرد و غبار و زنگار تعلقات پاك شود مىتواند چهره زيباى حقيقت را كما هو حقه برتابد.
بلكه از آن بالاتر قرآن مىفرمايد اگر شما مراحل تهذيب نفس و تزكيه درون خود را طى كنيد ديگر براى دريافت علوم نيازى به تعليم و تعلم نيست بلكه صافى آيينه قلب شما، حقايق هستى را در خود منعكس خواهد نمود:
... وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ ...[١]
«تقواى الهى پيشه كنيد و خداوند به شما تعليم مىدهد.»
و در روايتى از حضرت امام صادق ٧ آمده است:
«ليس العلم بكثرة التّعلّم و لكنّه نور يقذفه اللّه في قلب من يرد اللّه ان يهديه فإذا أردت العلم فاطلب اوّلا في نفسك حقيقة العبوديّة و اطلب العلم باستعماله ثمّ استفهم اللّه يفهمك».[٢]
«كسب دانش به آن نيست كه در فراگيرى آن بسيار بكوشى بلكه آن پرتوى است از نور كه خداوند آن را به دل هركس كه بخواهد رهنمونش گردد، مىافكند، پس اگر دانش مىطلبى نخست بايد در جان خود حقيقت بندگى را بجويى و دانش را از رهگذر عمل طلب كنى آنگاه فهم مشكلات را از خداوند بخواهى تا خداوند نيروى فهم به تو عطا فرمايد.»
*** مولانا در اين حكايت هنرمندان چينى را كنايه از عالمان ظاهربين مىداند هنرمندان رومى را كنايه از عالمان مهذّب و صاحبان كشف و شهود.
|
روميان آن صوفياناند اى پدر |
بى ز تكرار و كتاب و بىهنر |
|
و فرق اين دو گروه اين است كه چينىها ارزش علم و عالم را از منظر ظاهر
[١] - بقره: ٢٨٢
[٢] - پرواز در ملكوت، ج ١، ص ٥٠