بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٦ - استنتاج
نمونههايى از علماى گمراه در هر عصر و زمانى فراوان ديده مىشود و قرآن نيز در آيات زيادى اشاره به اين حقيقت دارد؛ از آن جمله: در مورد لجاجت اهل كتاب مىفرمايد:
وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ ...[١]
«سوگند كه اگر هرگونه آيه و دليلى براى اهل كتاب بياورى، از قبله تو پيروى نخواهند كرد.»
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ* وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ...[٢]
«هنگامى كه آيات روشنىبخش ما به سراغ آنها آمد، گفتند اين سحرى است آشكار* و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند درحالىكه در دل به آن يقين داشتند.»
تعبير قرآن در مورد اينگونه عالمان، بسيار عجيب است! مىفرمايد: اينان همچون درازگوشى هستند كه كتابهايى را حمل مىكنند؛ ... كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ...[٣]
و اى كاش كه نقش آنان تنها حمل علوم بود ولى متأسفانه تاريخ گواهى مىدهد كه همه گرفتارىهاى جوامع بشرى، از گذشته تا حال، زير سر اين دزدان چراغ به دستى است كه كالاهاى گزيده را مىبرند!
بنابراين، تعليم و تعلّم بهتنهايى، «عالم» مىسازد نه «انسان»، ولى وقتى اين تعليم و تعلّم با تهذيب و تهذّب قرين شد، «انسان عالم» مىسازد و بر اين باور، قرآن كريم وظيفه پيغمبر اسلام ٦ را اينگونه تبيين مىكند:
... وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...[٤]
«پاكسازى اخلاق مردم از آلودگىها و تعليم علوم كتاب و حكمت.»
[١] - بقره: ١٤٥
[٢] - نمل ١٣ و ١٤
[٣] - جمعه: ٥
[٤] - جمعه: ٢