بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٩ - معنى و تعريف عاطفه
باتوجه به معانى و تعاريف سه واژه پيشگفته، اكنون مىگوييم كه كاربرد «عاطفه» در راه رسيدن به هدف، بيش از «قدرت» و «عقل» است؛ زيرا در قرآن نمونههاى بسيارى بيان شده كه قدرت و عقل مغلوب عاطفه توحيدى شدهاند؛ از آنجمله است: شكست قدرت فرعونى در مقابل عواطف توحيدى ساحران. و مغلوب شدن عقل حضرت ابراهيم در مقابل قدرت عاطفه توحيدى آن حضرت؛ چراكه عقل براساس استدلال خود افتادن در آتش را مذموم مىداند و پرهيز از آن را ممدوح مىشمارد ولى عاطفه توحيدى و عشق خدايى حضرت ابراهيم ٧ استدلالهاى عقل را ناديده مىگيرد و در نهايت او را مغلوب خود مىسازد.
اساسا از ديدگاه قرآن و روايات، ايمان همان محبتى است كه عنصرى از عاطفه بشمار مىرود و ايمانى كه مبتنى بر عاطفه و محبت باشد ماندگارتر و قوىتر از ايمانى است كه براساس استدلالات عقلى بنا نهاده شده است.
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ ...[١]
«بگو اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا- هم- شما را دوست بدارد.»
حضرت امام باقر ٧ مىفرمايند:
«الدّين هو الحبّ و الحبّ هو الدّين».[٢]
«دين همان محبت و عاطفه است و محبت همان دين است.»
*** مولانا در اين حكايت، جايگاه ارزشى سالكان منتهى و فرزانگان اهل تقوى را چنين بيان مىكند كه: آنان با تزكيه نفس و تهذيب جان خويش، آيينه سينه خود را از هرآنچه زنگار تعلّق غيرخدايى بود، صيقل زدند و داراى روحى پاك و قلبى مصفّا به صفاى الهى گرديدند، لذا شيفتگان سلوك الى اللّه همواره آنان را بهعنوان اسوه و الگو و رهنما در فرا راه زندگى خود قرار مىدهند. كه مصداق بارز و نمونه؛
[١] - آل عمران: ٣١
[٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٨٤