بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٥ - معناى وجود
|
بانگ زد يارش كه بر در كيست آن؟ |
گفت: بر در هم تويى اى دلستان |
|
پير مراد گفت: اكنون چون من هستى داخل شو؛ زيرا در يك خانه دو «من» نمىگنجد.
|
گفت اكنون چون منى، اى من درآ |
نيست گنجايى دو من را در سرا |
|
توضيح اينكه: سوزن يك سوراخ بيش ندارد، زمانى نخ مىتواند وارد سوراخ سوزن شود كه سررشته يكى باشد، اگر سررشته دو تا باشد، از سوراخ سوزن رد نمىشود.
|
نيست سوزن را سررشته دوتا |
چونكه يكتايى، درين سوزن درآ |
|
نخ زمانى مىتواند با سوراخ سوزن ارتباط پيدا كند و از آن بگذرد كه همه زوايد و اضافات خود را از خويش دور كند، چنان يكتا و يك باشد كه بتواند از سوراخ جذب و انجذاب بگذرد، آيا هيچ ديدهايد كه شتر با بارش از سوراخ سوزن بگذرد؟
پس همچنانكه اين محال است آن هم محال است؛ يعنى تا انسان براى خود «من» قائل است، نمىتواند به خدا بپيوندد.
|
رشته را باشد به سوزن ارتباط |
نيست درخور با جَمَل سَمّ الخياط |
|
مصرع دوم اين بيت اشاره است به آيه زير:
... وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ ...[١]
«- كسانى كه آيات خدا را تكذيب كنند- داخل بهشت نمىشوند مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن خياطى بگذرد.»
يعنى همچنانكه محال است شتر از سوراخ سوزن بگذرد، محال است تكذيب كنندگان آيات الهى هم به بهشت وارد شوند، همچنين محال است انسانهايى كه
[١] - اعراف: ٤٠