بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣٩ - استنتاج
رسول گرامى اسلام ٦ مىفرمايد:
«اغفل النّاس من لم يتّغظ بتغيّر الدّنيا من حال الى حال».[١]
«غافلترين مردم كسى است كه از تحولات دنيا عبرت نگيرد.»
از جمله مواردى كه قرآن از آن بهعنوان يك وسيله عبرت براى همگان معرفى مىكند بررسى آگاهانه به دگرگونىها و تحوّلات اقوام پيشين است. باتوجه به گستردگى بحث در خصوص اين مورد ما تنها به ذكر دو آيه اكتفا مىكنيم:
أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى[٢]
«آيا براى هدايت آنها كافى نيست كه بسيارى از پيشينيان را هلاك كرديم و اينها در مساكن آنان رفتوآمد دارند، در اينها عبرتى است براى صاحبان عقل.»
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ[٣]
«آيا مشاهده نكردند- و عبرت نگرفتند- چقدر از اقوام پيشين را هلاك كرديم؟
اقوامى كه قدرتهايى به آنها داديم كه به شما نداديم، بارانهاى پىدرپى بر آنها فرستاديم و نهرها از زير- آبادىهاى- آنها جارى ساختيم- اما- آنها را به خاطر گناهانشان نابود ساختيم و گروه ديگرى بعد از آنان به وجود آورديم.»
*** مولانا طبق روش ابتكارى خود، در اين حكايت موارد آموزنده بسيارى را مطرح مىكند كه از آن جمله عبرت گرفتن از تحولات گذشته است. چنانچه در اين حكايت خوانديم. وقتى گرگ در تقسيم شكار در مقابل شير (اظهار وجود) مىكند
[١] - سفينة البحار ماده عبر.
[٢] - طه: ١٢٨
[٣] - انعام: ٦