بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٢٥ - استنتاج
خود قضاوت كردهاند. ابو جهل، پيغمبر ٦ را مىبيند و مىگويد: از بنى هاشم چهره زشتى چون تو ظاهر گشت.
ابو بكر پيغمبر را مىبيند و در وصف آن حضرت مىگويد: اى خورشيد، تو نه از شرقى و نه از غرب، خوش بتاب.
پيغمبر ٦ سخن هر دو را مورد تأييد قرار داد.
افراد سطحىنگرى كه شاهد اين گفتگو بودند زبان به اعتراض گشودند كه: يا رسول اللّه ٦ علّت اينكه دو ضدّگو را تأييد كردى چه بود؟
حضرت در پاسخ فرمود:
من همچون آيينهاى هستم كه با دست حضرت حق صيقل يافتهام، هركس در مقابل من قرار گيرد، چهره واقعى خود را مىبيند.
|
گفت من آيينهام مصقولِ دست |
تُرك و هندو در من آن بيند كه هست |
|
|
هركه را آيينه باشد پيش رو |
زشت و خوب خويش را بيند در او |
|
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ...[١]
«براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود.»
مولانا براى توضيح بيشتر مىفرمايد:
اگر زيبايى و جلوهاى در عالم طبيعت هست، براى افراد بصير و بيناست نه نابينا. چنانكه آواز خوش و دلنواز براى افراد شنوا است نه ناشنوا.
|
هرچه را خوب و خوش و زيبا كنند |
از براى ديده بينا كنند |
|
|
كى بود آواز لحن و زير و بم |
از براى گوش بىحسّ اصم؟ |
|
خداوند مشك را خشبو كرده براى بينىهايى كه احساس بويايى دارند نه براى آنانكه از اين حس محرومند يا بوى خوش بر مشام آنان ناخوش مىنشيند.
[١] - احزاب: ٢١