ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥٣ - * حيوان را چگونه ذبح شرعى مىكنند *
فرمود: اشكالى ندارد، همچنين است ذبح و كشتارى كه زن و كودك در حال اضطرار انجام دهند.
٤١٧٩- و حلبى از آن حضرت ٧ از ذبيحه مرجى و حرورى سؤال كرد، فرمود: ناراحت مباش آنها را بحساب مسلمان بگذار و ذبيحه آنان را حلال بدان تا زمانى كه دولت حقّ روى كار آيد، و در بعضى نسخ
«و أقر و استقر»
آمده يعنى از طعامشان بخور و آنها را از طعام خود بده، مهمانشان كن و به مهمانى ايشان برو تا وقتى دولت حقّ روى كار آيد.
شرح: «مرجى نسبتش به مرجئه است كه طايفهاى از عوام و منحرفين آن زمان بودند و عقيده داشتند كه با ايمان هيچ معصيتى ضرر نمىرساند و با كفر هيچ طاعتى، و آنان كسانى هستند كه قائلند به اينكه هر كس اظهار اسلام كند و به قبله مسلمانان نماز خواند مؤمن است و هر فسق و يا گناهى مرتكب شود هر چند بزرگ باشد به ايمان او ضرر نمىرساند چنان كه اگر اظهار اسلام نكرده باشد هيچ طاعتى به او فايده نمىبخشد، روى اين اعتقاد كسانى را كه در صدر اسلام پس از پيامبر مكرّم اسلام ٦ مرتكب جناياتى شده بودند مؤمن كامل مىدانستند و راجع به گناهشان مىگفتند بما ربطى ندارد و امر آن را به قيامت موكول مىكنيم تا خداوند در باره آنها چه حكم فرمايد و هيچ مسلمانى حقّ ندارد بد آنها را بگويد و نفرينشان كند و از رحمت خدا دورشان بداند، بلكه بايد صبر كند و امر را به تأخير اندازد تا قيامت.
و بنظر راقم اين حروف اين مذهب را طرفداران سياست ضدّ علوى اختراع كردند تا با اين عقيده از اعتراضات و اشكالاتى كه هشياران امّت به جنايات و كارهاى زشت بعض صحابه و صحابيّات مىكردند جلوگيرى كنند و تنها براى بستن زبان آزادمنشان و خفه كردن آنها و غافل نمودن مردم ساده و كم عقل بود، تا ديگر كسى نگويد فلان صحابى چرا فلان عمل خلاف را انجام داد و فلان صحابيّه چرا با آيه شريفه وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَ احزاب: ٣٣ مخالفت كرد و غائله راه انداخت و مردم