ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٨ - *(باطل شدن حق مدعى اگر) * *(تقاضاى قسم كند از مدعى عليه) *
از شهادتشان برگردند. اگر امام حكم را بر ضرر آن مرد صادر كرده باشد شاهدان ضامن آنچه شهادت دادهاند مىباشند و بايد غرامت دهند، و اگر امام حكم صادر نكرده باشد شهادتشان خودبخود باطل و غرامتى نمىپردازند.
* (باطل شدن حقّ مدّعى اگر)** (تقاضاى قسم كند از مدّعى عليه)*
٣٣٤٠- عبد اللَّه بن أبى يعفور از امام صادق ٧ روايت كرده كه اگر صاحب حقّ به سوگند منكر راضى گشت و منكر قسم ياد كرد كه وى بر او حقّى ندارد، اين سوگند حقّ مدعى را باطل مىكند و ديگر نمىتواند مطالبه حقّ نمايد. گويد:
پرسيدم اگر داراى بيّنه عادله (شاهد عادل) بود چطور؟ فرمود: آرى، اگر چه پس از آنكه او را قسم داد و مدّعى عليه قسم ياد كرد كه فلانى حقّى بر من ندارد، جماعت بسيارى قسم خورند و يا شهادت دهند كه وى حقّ دارد، ديگر حقّ مطالبه ساقط شده و همان قسم دادن اوّل، حقّ ادّعايش را باطل ساخته است.
شرح: «در صورتى كه مدّعى حاضر شود كه مدّعى عليه سوگند به براءت ذمّه خود ياد كند و سوگند بخورد چند فايده بر اين قسم مترتّب مىشود: ١- خصومت و دعواى ديگر محلّ ندارد امّا ذمّه طرف اگر واقعا بدهكار باشد برى نخواهد شد بلكه واجب است فيما بينه و بين اللَّه خود را بهر صورت از بدهى خلاص نمايد. ٢- أمّا مدّعى اگر بيّنه ندارد حقّش بگردن مدّعى عليه تا قيامت باقى است أمّا نمىتواند مطالبه نمايد و يا از اموالش تقاص كند و يا محاكمه را در جاى ديگر از سر گيرد و اگر چنين