ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩ - ٨
اى موسى تو بنده من باشى و من معبود توام آنكه حقير است و فقير خوارش مشمار و رشك بر توانگرى كه اندك چيزى دارد مبر و هنگام ياد شدن من خاشع باش و هنگام خواندن نام من در رحمت من طمع دار و بسمع من برسان شيرينى تو را ترا و به آوازى ترسان و حزين، هنگام ياد من آسوده دل باشد و هر كه بمن آرامد ياد آوريم كن مرا يگانه پرست و برايم شريكى مگير و تا توانى شادى من بجو زيرا منم من آقاى بزرگ، راستى كه من تو را آفريدم از نطفهاى كه آب چركين بود و از مشتى خاك كه از زمين پست در هم بر آوردمش و انسانى شد كه منش ساختم يك آفريده؟ مبارك باد سوى من و مقدس باد كردارم بمانندم چيزى نيست و منم زنده هميشه پاينده كه نيستى ندارم.
اى موسى هر گاه مرا خوانى ترسان و هراسان و دل لرزان باش براى من چهره بر خاكساى و با گرامىترين اعضاء تنت سجده كن و بپرستش من در برابرم بايست و با من مناجات كن و هنگام مناجات با من از دل هراسانى بترس و با توراتم روزگار زندگى را زنده بدار و بنادانها محامدم را بياموز و نعمتهايم را بدانها يادآورى كن و بآنها بگو آن گمراهى را كه غرقه در آنند ادامه ندهند زيرا گرفت من دردناك و سخت است.
اى موسى اگر رشته تو از من بريد برشته ديگر نپيوندد (چون ديگرى در برابر او نيست) مرا بپرست و برابر من چون بنده حقير و فقيرى بايست خود را نكوهش كن كه آن بنكوهش سزاوار است و بوسيله كتابم بر بنى اسرائيل گردن فرازى مكن همين بس است كه دلت را پند دهد و روشن كند و آن سخن پروردگار جهانيان است جل و تعالى.