ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥١ - ١٠٣
آن گاه كه ديده نيكان هم در خوابست از ترس معاد و زمين لرزههاى سخت و هراسهاى روز رستاخيز آن جا كه نه خانواده سود بخشد و نه فرزند و نه دارائى.
اى عيسى وقتى بيعارها ميخندند تو سرمه غم در ديده بكش.
اى عيسى خاشع و صابر باش كه خوشا بر تو اگر بتو رسد آنچه بصابران وعده شده است.
اى عيسى روز بروز رخت از دنيا بكش و بيرون برو (يعنى بايد هر روز گامى بسوى آخرت نهى و بايد در برابر از علاقه دنيوى خود هم بكاهى) و آنچه بيمزه است بچش (يعنى دل مبند بدنيا) من درست بگويم كه تو همان موجود ساعت و روز خودى دنيا را با يك لقمه نانى بگذران و بهمان زبر و كلفت اكتفاء كن تو ميدانى بكجا ميروى و هر چه از اين دنيا بگيرى بحساب تو نوشته شود و منظور شود كه در كجا تلف كردى و بمصرف رسانيدى.
اى عيسى راستى تو مسئولى، بناتوان رحم كن چونان كه من بتو رحم كنم، و يتيم را مرنجان.
اى عيسى در خلوت بر خود گريه كن و بنمازگاه گام بردار و گفتار خودت را بذكرم شيرين كن و بمن بشنوان زيرا با تو خوب كردهام.
اى عيسى بسا امتى را كه به گناهان گذشتهاش هلاك كردم و تو را از آن گناهان نگهدارى كردم.
اى عيسى با ناتوان نرمش كن و ديده كم بينت را بآسمان بر آور و مرا بخوان كه من بتو نزديكم، مرا جز بازارى و لابه مخوان و يك دل باش كه هر گاه چنين مرا بخوانى تو را اجابت كنم.