ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٥ - ٩٢
مقرب و نه به پيغمبر مرسل ولى او يك فرستاده از فرشتههاى خود را فرستاد و باو فرمود كه:
چنان و چنان بگو و بآنها هر چه را خوش داشت فرمان داد و از هر چه بد داشت غدقن كرد و امر خلق خود را از روى علم و دانش بآنها آموخت و نقل كرد، خود آن را مىدانست و بپيغمبران و اصفياء خود از پيغمبران و برادران و ذريه و نژادى كه از همديگر بودند ياد داد و اين است تفسير قول خدا جل و عز (٥٤- النساء) به تحقيق به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و بدانها ملكى عظيم داديم.
اما كتاب همان نبوت است و اما حكمت پس آنان حكماء از پيغمبران برگزيدهاند و اما ملك عظيم همان ائمه هدات از صفوهاند و همه اينها از نژادى هستند كه از يك ديگرند و همان دانشمندانى كه خداوند بقيه را در آنها مقرر كرده است و عاقبت و حفظ ميثاق در آنها است تا دنيا بسر رسد و علماء هم سپرى شوند استنباط علم از آن واليان و رهبرانست اينست شأن فاضلان از صفوت و رسل و انبياء و حكماء و ائمه هدى و خلفائى كه حكمرانان از طرف خدا عز و جل هستند و مامور استنباط علم خدا و اهل آثار علم خدايند از نژادى كه از يك ديگرند از برگزيدههاى دنبال پيغمبران از پدران و برادران و نژاد پيمبران.
هر كس دست بدامن فاضلان زند بدانش آنها رسد و بيارى آنها نجات يابد و هر كه حكمرانان از طرف خدا عز و جل و اهل استنباط علم او را در غير برگزيدههاى از خانوادههاى پيمبران داند امر خدا عز و جل را مخالفت كرده است و مردم نادانى را والى و حكمران از طرف خدا دانسته