ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩ - ٤
پله در آغاز شود تا برسد بپلهاى از گوهر، تا برسد بپلهاى از زبرجد تا برسد بپلهاى از لؤلؤ تا برسد بپلهاى از ياقوت تا برسد بپلهاى از زمرد تا برسد بپلهاى از مرجان تا برسد بپلهاى از كافور تا برسد بپلهاى از عنبر تا برسد بپلهاى از يلنجوج (چوب عود) تا برسد بپلهاى از طلا تا برسد بپلهاى از ابر تا برسد بپلهاى از هوا تا برسد بپلهاى از نور، اين پلكان از همه بهشتها فرازتر است، در آن روز رسول خدا (ص) بر آن نشسته و دو جامه لطيف در بر دارد يكى از رحمت خدا و يكى از نور خدا تاج نبوت بر سر دارد كه اكليل رسالت بر آنست از نورش همه عرصه قيامت تابانست و من در آن روز بر پله بلندى باشم فروتر از پله او و دو جامه لطيف در بر دارم جامهاى از ارجوان نور و جامهاى از كافور و رسولان و پيمبران بر ديگر پلهها ايستادهاند و پرچمهاى زمانه و حجتهاى تاريخ روزگار بر سمت راست ما افراشته است كه با حلههاى نور و كرامت تزيين شدند هيچ فرشته مقرب و پيغمبر مرسلى مارا ننگرد جز اينكه از انوار ما خيره شود و از تابش و جلالت ما بشگفت ماند و در سمت راست منبر وسيله كه سمت راست رسول (ص) باشد ابرى تا چشمرس گسترده است و از آن ندا بر آيد كه:
اى حاضران موقف! خوشا بر كسى كه وصى را دوست داشته و به پيغمبر امى عربى گرويده و هر كه كافر بوده است وعدهگاهش دوزخ است. و از سمت چپ منبر وسيله كه سمت چپ پيغمبر است نداء آيد كه:
اى اهل موقف؛ خوشا بر كسى كه وصى را دوست داشته و به پيغمبر امى و آنكه ملك اعلا دارد گرويده، احدى كامياب نگردد و بآسايش بهشت نرسد جز كسى كه خالق خود را با اخلاص بر آن دو ملاقات كند و اقتداء باختران آنها كرده باشد (امامان اولاد آنها) اى اهل ولايت خدا يقين داشته