ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨٢ - ١٢٩
ولى با اين حال موضوع اينكه كوهها اوتاد زمين هستند و زمين را از لغزش نگه مىدارند يك اصل قرآنى بحسابست و قطع نظر از اخبار قرآن مجيد براى كوهها اين عنوان را مكرر ثابت كرده است كه كوهها لنگر زمين هستند و كوهها ميخ زمين هستند و بواسطه كوهها زمين از اضطراب محفوظ است.
اصول فلسفه يونانى با اكتشافات تازه دانشمندان زمينشناس و فيزيولژى قابل انطباق نيست و هر آن تحقيقاتى كه بر اصول آنان مبتنى است پوچ و بيهوده است ولى اين حديث با اصول علمى جديد قابل انطباقست و هم آيات قرآن مجيد هم كه كوهها را لنگر زمين معرفى كرده است قابل توجيه است.
راجع بحديث بايد گفت كه ممكن است مقصود از بحار سفلى كه نخست آفريده عالم ماده بحساب گرفته است همان ماده نخست باشد كه مبدأ تكوين منظومههاى شمسى فضا است زيرا دانشمندان امروز را عقيده اينست كه ماده اولى در عمق عميق بصورت طوفانهاى بزرگ و گرد بادهاى لولبى شكل در مىآيند و پس از گذشت روزگاران مديدى كه بدور خود ميچرخند و ميجوشند و ميخروشند ستارهها از آنها تكوين مىشوند كه يكى از آنها همين زمين است.
و تعبير حديث بكلمه بحار سفلى با اين معنى بسيار چسبنده است زيرا اولا بلفظ جمع آورده است (درياها) و اين تعبير بر كره آب بدان معنى كه يونانيان گفتهاند تطبيق نمىشود زيرا كره آب در فلسفه طبيعى يونان بسيط است و يكى است و تعددى ندارد و بلكه تعدد آن بنظر آنها ممتنع است و قرينه ديگر تعبير بسفلى است يعنى بسيار عميق و اين وصف هم بر كره آب بنظر فلسفه يونانى تطبيق نميشود زيرا كه كره آب سفلى يعنى پائينتر نيست و خصوص نسبت بكره زمين بعقيده آنها عليا است نه سفلى بنا بر اين آنچنان معنائى كه لفظ بحار سفلى بر آن تطبيق شود همان درياهاى طوفانى ماده است كه بطور كثرت در فضا بوده و اكنون هم هست و از آنها تعبير بتيكههاى مه شده است و اين تيكههاى مه- آلود كه هم در وسعت و هم در دور نماى خود دريائى هستند بر اثر تطور بجوش مىآيند و مىخروشند و تبديل به يك گرد باد فضائى بسيار چرخنده ميشوند و اين تعبير بسيار بقامت آنها رسا است كه:
«فخرت و زخرت»
بر خود باليد و جوشان و خروشان شد و از اين گردباد جوشان ماده خداوند سيارات را مىآفريند يعنى بر اثر تحجر و سرد شدن و يا بر اثر وضع ديگرى اين جوش و خروش بپايان رسيده است و آن ماده طوفانى بصورت سيارات آسمانى در آمده و پس از اين توضيح براى فهم جمله دوم حديث كه خداوند كوهها را آفريد تا زمين را از اضطراب آرام كردند توجه باين اصل علمى بجا است:
دانشمندان فلكشناس امروزه مىگويند پس از اينكه يك طوفان فضائى ماده تبديل به ستاره مىشود اين ستارهها مدتها در فضا سرگردان و ويلانند و بىنظم بهر سو ميروند و ميدوند تا آنكه در مدار مخصوصى جاى گيرند و بگرد مركزى ثابت كه خورشيد آن منظومه است وضع ثابتى پيدا كنند و اين دوران سرگردانى و اين سو و آن سو شدن سياره و يا ستاره را كه از آن ماده طوفانى پديد شده است هم حديث و هم قرآن به كلمه «ماد» تعبير كرده يعنى اين سو و آن سو رفتن.
اكنون توجهى بشرح كلمه «ماد»:
المنجد- ماد، يميد، ميدا و ميدانا- تحرك و اضطرب و زاغ: جنبيد و پريشان شد و بيكسو شد