ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨١ - ١٢٩
اضطراب و پريشانى در دنيا حفظ ميكنند چنانچه كوهها از اضطراب و پريشانى جان داران مانعند.
٦- مقصود از اينكه كوهها ميخ زمينند اين است كه بوسيله آنها راه معلوم مىشود و مردم بمقاصد خود ميرسند و اسباب پريشانى خاطر براى آنها فراهم نمىشود و كوهها از پريشانى خاطر مردم و گمشدن آنها در بيابانها مانعاند. و اين سه وجه را يكى از تأويل تراشان بيانكرده است و شيوه او در اكثر آيات و اخبار اين است كه بدون ضرورت و داعى و علت مانعه از أخذ بظاهر آنها دست به تأويل آنها ميزند و اين خود جرات بر مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ و افتراء بر حجج رب العالمين است.
٧- اينكه مقصود از زمين قطعهها و تيكههاى آن باشد نه همه كره زمين و معنى اينكه كوهها ميخ آنست اينست كه آن را از لرزش و اضطراب بواسطه زلزله و مانند آن حفظ ميكنند كه به وسيله حبس بخارات يا جهات ديگرى كه خداوند مىداند بوجود مىآيند و اين وجه قريبى است و مؤيد آنست اخبار بسيارى كه روايت شده در باره ذو القرنين كه چون بسد رسيد و از آن درگذشت و وارد ظلمات شد به ناگاه فرشتهاى ديد كه بر كوهى ايستاده است و پانصد ذراع قد دارد ذو القرنين به او گفت تو كيستى؟
در پاسخ گفت من يكى از فرشتههاى رحمان هستم كه بر اين كوه گماشتهام و در جهان كوهى نيست جز آنكه رگى از آن بدين كوه پيوست است و چون خدا خواهد شهرى را بلرزاند بمن وحى فرستد تا آن را بلرزانم و ما در اين جا سخن را طول داديم و از اختصار قدم فرا نهاديم زيرا در آن بحثها است كه اعلام در آن بلغزند و سرگردان بمانند پايان نقل از مجلسى ره.
من گويم چنانچه ملاحظه شد سخنان دانشمندان بزرگ گذشته اسلام از قبيل فخر رازى و مجلسى بر اساس فلسفه غلط يونانى است كه زمين جز ربع مسكون در آبست و آب بعنوان يك كره بر آن احاطه دارد و ربع مسكون زمين بعلتى عيانست و همه اين مبانى غلط و خلاف حقيقت در آمد و با اينكه هزار سال در ميان دانشمندان بشر اصولى مسلم بشمار ميرفت با اكتشافات جديده بطلان آن معلوم شد زيرا مسلم شده است كه آب بعنوان يك كره فوق زمين وجود ندارد كه ما دنبال آن بگرديم كه چرا ربع زمين از آب بيرونست بلكه آب درياها است كه بيشتر روى زمين را فرا گرفته است ولى بحساب يك جزء زمين هستند و در حقيقت زمين و دريا هر دو يك كره را تشكيل مىدهند كه در اين كره گوديهاى پر از آب وجود دارد و برآمدگيها و دشتها، و اين گوديها اقيانوس و دريا و خليج و درياچه است و آن برآمدگيها كوه و تپه است.
و بعلاوه يك اصل يونانى ديگر هم در ميان بود كه:
زمين مركز ثقل عالمست و همه اجسام ثقليه ميل بمركز زمين دارند و زمين ساكن است و همه كرات و سيارات بدور آن مىچرخند و اين اصل يونانى هم امروز نقض شده است و مىگويند زمين هم بدور خود مىچرخد و هم در يك مدار بيضى به دور آفتاب مىچرخد بعد از توجه باين مطالب روشن مىشود كه تمام اين تحقيقات فخر الدين رازيها و هم مجلسى ره تا آنجا كه بر اين اصول يونانى اتكاء دارد همه بيهوده و باطلست.
مثل اينكه مجلسى ره كوهها را وسيله تماسك زمين مىداند باعتبار اينكه در درون زمين بهم پيوستهاند و بوسيله آنها اجزاء زمين بهم ميخكوب شده است و محفوظ مانده است.